من زنده ام


کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم

من زنده ام و زندگی ارزشِ رفتن دارد ...

آن قدر می روم تا صدای پاشنه هایم

گوش ناامیدی را کر کند !

خوب میدانم که گاه کفشها،پاهایم را میزند،

میفشرد و به درد میاورد.اما من همچنان خواهم رفت

زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد ...

ماندن در کار نیست!گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم،

نمی اندیشم! ولی این را میدانم ،

آینده با گذشته یکسان نخواهدبود ! زندگی نه ماندن است نه رسیدن

زندگی به سادگی رفتن است.به همین راحتی ...

/ 0 نظر / 18 بازدید